محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
35
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
آشكارا ديده شود . » « 1 » خداوند با اعطاى دولت كريمه به مسلمانان نعمت بخشيد ، ولى آنان به جاى آنكه با جهاد و ابراز وفادارى قدردانش باشند ، با اختلاف و پيروى از خواستههاى نفسانى آن را تباه كردند . عاقبت نيز مطابق كردار خويش ، خوار و ذليل شدند . 13 - و قال عليه السلام : « من ضيعه الأقرب اتيح له الأبعد . » ترجمه : كسى را كه نزديكانش واگذارند ، بيگانه او را پذيرا مىگردد . شرح : هرگاه از سوى نزديكان و خويشاوندان شرى به تو رسيد نااميد مشو ، زيرا درهاى خير و موفقيت در نزد خدا بىشمار است . اگر درى را بر تو ببندد بهتر و پر سودتر از آن را برايت خواهد گشود . هركس بر خدا توكل كند او را بس است ؛ گرچه تمام اهل آسمانها و زمين و هرچه در آنها است برايش توطئهچينى كنند . « 2 » 14 - و قال عليه السلام : « ما كلّ مفتون يعاتب . » ترجمه : نمىتوان هركس را كه كار ناشايستى كرده ، سرزنش نمود .
--> ( 1 ) . « و استصلح كلّ نعمة أنعمها اللّه عليك و لا تضيّعنّ نعمة من نعم اللّه عندك و لير عليك أثر ما أنعم اللّه به عليك » . ( 2 ) . ابن ابى الحديد در شرح خود ، ج 18 ، ص 188 مىنويسد : گاه كسانى كه اميد يارى از آنان نمىرود به كمك انسان مىشتابند ؛ هرچند از سوى دوستان و خويشاوندان رها شده باشد . قريش كه قبيله رسول خدا بودند ، او را ترك گفتند ، ولى اوس و خزرج كه نسبتى با وى نداشتند ، به ياريش شتافتند . قبيله ربيعه در جنگ صفين على عليه السّلام را يارى نمودند و حال آنكه با مضر ؛ قبيله و خاندان على عليه السّلام ، دشمن بودند . با كاوش بيشتر نمونههاى فراوانى از اين دست را مىتوان يافت .